دوقلوهای پارسی
آشنا یعنی همخانه« من » در دیار «تنهایی » ، هم میهن من در سرزمین غربت
داستان زیبا و تکان دهنده يكي از دوستانم به نام پل يك دستگاه اتومبيل سواري به عنوان عيدي از برادرش دريافت كرده بود. شب عيد هنگامي كه پل از اداره اش بيرون آمد متوجه پسر بچه شيطاني شد كه دور و بر ماشين نو و براقش قدم مي زد و آن را تحسين مي كرد. پل نزديك ماشين كه رسيد پسر پرسيد: " اين ماشين مال شماست ، آقا؟"
ادامه مطلب ... دو شنبه 2 بهمن 1391برچسب:, :: 10:16 :: نويسنده : مهران ومهرداد صفحه قبل 1 صفحه بعد موضوعات آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |